افکار معلق

این پریشان سِیر را در بَزمِ وحدت بار دِه.....

افکار معلق

این پریشان سِیر را در بَزمِ وحدت بار دِه.....

افکار معلق

خدایا
من را ببخش که گاه
قداستم را
دخترانگی ام را
نجابتم را
فراموش می کنم
خدایا
کمکم کن آنی باشم که تو دوستش داری ...

یارب از عرفان مرا پیمانه‌ای سرشار ده
چشم بینا، جان آگاه و دل بیدار ده

«صائب تبریزی»

پنبه نهیم گوش را ...

يكشنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۵۷ ق.ظ

بابا گفت : آن ها پیله کرده اند.

گفتم : آن ها غلط کرده اند و نگاهم روی خط های کتابِ سمفونی مردگان  بی آنکه چیزی بفهمم از آن ،  سُر می خورد . 

بابا به خشم آمد و گفت: بلا نسبت. این چه طرز حرف زدن است دختر ؟ رویِ صحبتت با من است حواست که هست؟

احساس شرم کردم اما ادامه دادم: اصلا بگذار پیله کنند . اگر پیله را نشکافند خودِشان خفه میشوند .  یا باید پروانه شوند و پر زنند یا « در قلبِ یک انتظار بپوسند.»

  • ۹۷/۰۵/۲۱
  • همدم ماه