افکار معلق

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی / آخر ای ماه تو همدردِ منِ مسکینی

افکار معلق

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی / آخر ای ماه تو همدردِ منِ مسکینی

افکار معلق

خدایا
من را ببخش که گاه
قداستم را
دخترانگی ام را
نجابتم را
فراموش میکنم
خدایا
کمکم کن
آنی باشم
که تو دوستش داری ...
🌿🌸🌿
یارب از عرفان مرا پیمانه‌ای سرشار ده
چشم بینا، جان آگاه و دل بیدار ده

«صائب تبریزی»

۸ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است

بیشعوری

جمعه, ۳۰ تیر ۱۳۹۶، ۰۳:۱۴ ب.ظ

ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺑﯿﺸﻌﻮر با احمق :
ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺣﻤﻖ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ ﺍﻣﺎ ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ﻧﻪ....
ﺣﺎﻻ ﺑﻌﻀﯽ ﮐﻤﺘﺮ ﻭ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ...
ﺣﻘﯿﻘﺘﺶ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﺍﺣﻤﻖ ﻣﺠﺮﻡ ﻧﯿﺴﺖ ...ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺍﺳﺖ....
ﯾﻌﻨﯽ: ﻣﻌﻤﻮﻻً ﺍﺣﻤﻖ ﻫﺎ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺣﻤﺎﻗﺖ ﻧﻤﯽ ﺯﻧﻨﺪ ...
ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺣﺘﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﺮﺩﻣﻨﺪ ﻭ ﺩﺍﻧﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ... ﻧﻪ....ﺍﺣﻤﻖ!
ﺍﺣﻤﻖ ﻫﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﮑﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺗﻨﻔﺮ ﺑﺸﻮﻧﺪ، ﻣﺎﯾﻪ ﺗﺮﺣﻤﻨﺪ....
ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ﻫﺎ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺷﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﺣﻤﻖ ﻫﺎ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ.
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﻨﺘﻬﺎﯼ ﺳﻤﺖ ﭼﭗ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ، ﺭﺍﻩ ﺻﺪ ﻧﻔﺮ ﺭﺍ ﻣﯽ بندد ﺗﺎ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﺑﺮﻭﺩ
ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ﺍﺳﺖ.
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﺳﻪ ﺻﺒﺢ ﺑﻮﻕ ﻣﯿﺰﻧﺪ... ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ﺍﺳﺖ.
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺟﻠﻮ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﺴﯿﺮ ﻣﯽ ﺍﯾﺴﺘﺪ .... ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ﺍﺳﺖ .
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺑﺎﺭﯾﮏ ﺩﻭﺑﻠﻪ ﭘﺎﺭﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ... ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ﺍﺳﺖ .
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺷﺐ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﯿﺮ ﺭﺍ ﻧﻮﺭ ﺑﺎﻻ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ... ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ﺍﺳﺖ.
ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﺑﯿﺸﻌﻮﺭﻧﺪ ...
ﺣﺎﻻ ﯾﺎ ﺍﺯ ﻧﻮﻉ ﺍﺣﻤﻖ ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ﯾﺎ ﺍﺯ ﻧﻮﻉ ﭘﺮﻓﺴﻮﺭ ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ....
ﺍﺣﻤﻖ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ ...ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﺩ.... ﺭﺑﻄﯽ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺷﻌﻮﺭ ﻧﺪﺍﺭﺩ .....
ﺑﯿﺸﻌﻮﺭﯼ ﺍﺯ ﺟﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ...
ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﻣﺪﺭﺳﻪ... ﺍﺯ ﺳﺮﺍﻧﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ .... ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺷﯿﻔﺘﮕﯽ ... ﺍﺯ ﺑﯽ ﻭﺟﺪﺍﻧﯽ.... ﺍﺯ ﻣﺮﮐﺰ ﻓﺮﻫﻨﮓ
ﻓﺎﺳﺪ ﻣﺎ....
ﺑﯿﺸﻌﻮﺭﯼ ﻭﺍﮔﯿﺮ ﺩﺍﺭﺩ.... ﻫﻢ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻫﻢ ﺩﺭﻣﺎﻥ...
ﻣﺸﮑﻞ ﻣﺎ، ﺍﺣﻤﻖ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ
ﻣﺸﮑﻞ ﻣﺎ، ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺍﺣﻤﻖ ﻫﺎ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ
ﻣﺸﮑﻞ ﻣﺎ، ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ


بخشی از کتاب بیشعوری اثر خاویر کرمنت

  • همدم ماه

آخر همین بغضی که در بین گلو مانده ...

سه شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۱۰ ب.ظ

داشتم 11 شب خندوانه رو نگاه میکردم ببینم ارزش دیدن داره یا نه  و لبخند رو لبم بود

یهو دیدم داره برام کارنامه ی کنکور فلان رشته و درصدا و فلان دانشگاه رو میخونه

مامانم از اتاق اومده بیرون میگه راستی زیست رو چند زدی ؟

 حالا بعد از اون تا اخرش زهرمارم شد برنامه که هیچ تا صبح کابوس میدیدم

صبح از خواب پاشدم دیدم بابای عزیزم رفته تو سایت تخمین رتبه

بهش میگم تو بیشتر از من استرس داری بابایی دو هفته دیگه نتایج میاد تا اون موقع من سکته نکنم شانس آوردم

بهم میگه تو بار اول نگاه نکن نتایجو من خودم نگاه میکنم چون ممکنه واقعنی  سکته کنی:|

ای خدا

حالا استرس گرفتم نکنه تو پاسخنامه اشتباه وارد کرده باشم

هرجا میرم بحثه کنکوره هر کی میاد خونه از کنکورم میپرسه من دلم آرامش میخواد خدایا کمکم کن خدایا میدونم بد بودم بی اعصاب بودم دختر خوبی نبودم ولی بازم تنها پناهگاه امنم تویی

+ آخر همین بغضی که در بین گلو مانده         در کنج تنهایی به دستم کار خواهد داد    " ایمان زعفرانچی "

+ یه کتاب انتخاب کردم بخونم اولش که خوب بود دیگه نمیدونم تا تهش میرم یا نه :دی

  • همدم ماه

دل تنگ مکن که دوست می فرماید :/

دوشنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۱۹ ق.ظ

اینقد بهش گفته بودم  چقد تو خوشگلی چقد ناز و مامانی هستی چقد باربی هستی لعنتی !

یهو برگشت گفت تو هم بد نیستی نا امید نباش :|

خداییش من بزغاله هم میبینم میگم بع بعی من چقد تو خوشگل و ماهی ! :))

اینو دوستامم تایید کردن

  • همدم ماه

جز تو ای روح روان ، هیچ مدد کاری نیست

يكشنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۵۳ ب.ظ

بعضی وقتا حالم که بد بود از نظر روحی،  نگاه میکردم ببینم چرا

می دیدم بیشترش به خاطر توقعاتی  هست که از دیگران داشتم یا اینکه دوست داشتم دیگران تاییدم کنن و همیشه به به و چه چه بگن

در اوج ناراحتی به این فکر میکردم که دیگه دنبال تاییدشون نباشم ولی واسه خودم خوب باشم نه دنبال اثبات خوبی  حداقل ،  واقعن حالم خوب میشد یه دفعه ای 

سخته چقدر تغییر

  • همدم ماه

خ ج ا ل ت

يكشنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۴۰ ب.ظ

یکی از ویژگی های خیلی بدم خجالت بیش از حدم هست

که وقتی مهمون بیاد از تو اتاقم بیرون نیام

که نتونم به دوستم واقعا بگم که نمیتونم

که نتونم به پسر عمو  حتی راحت سلام بدم و احوال پرسی کنم 

و کلا باعث شه روابط اجتماعیم به گند کشیده شه

ولی اگه با کسی صمیمی شم واسم  عادی تر جلوه میکنه

اما شروعش آزارم میده

البته این خجالتم فقط به یه سری مسائل خاص و بیشتر اجتماعی مربوط میشه
بابام خیلی سعی کرده کمکم کنه ولی درست نشد
  • همدم ماه

کن کور= تلاشگر

شنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۵۲ ق.ظ

میگه چون من باهوشم باید رتبه ی دو رقمی و تک رقمی و فلان دانشگاه تهران قبول شم

خداوکیلی بخوری بخوابی یکمم گریه کنی ک خدایا من باهوشم منو ببر اونجا خاک تو سر کنکور و فلان و بهمان

نه عزیزِ من منم مثه تو به عدالت کنکور ایمان ندارم منم مثه تو از کنکور متنفرم منم استعدادام تلف شد ولی مقصر اصلی بازم خودمم

ولی بازم میگم  عدالت کنکور که نه ولی به عدالت خدا ایمان دارم

  • همدم ماه

چرا اینقدر خوبی

شنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۱۳ ق.ظ
می گویند آدم باید خودش باشد
ولی من دوست دارم مثلِ تو باشم اصلا ای کاش خواهرم بودی همیشه کنارم ...
نتوانستم مثل تو باشم نتوانستم حتی ذره ای
  • همدم ماه

گفته بودند میرسد روزی به پایان غم مخور ...

جمعه, ۱۶ تیر ۱۳۹۶، ۱۲:۵۷ ب.ظ

خدایا شکرت

خدایا ولی دیگه نمیخوام این رمانِ لعنتی که خوندنش یک سال طول کشید  این کنکوری که این همه انتظارش رو کشیدم جلد دوم داشته باشه

همه چیز رو و نتیجه ی همه ی تلاشم رو به خودت میسپارم  من در حد توانم تلاش کردم و تهش هر چی بشه نا امید نمیشم .

  • همدم ماه