افکار معلق

این پریشان سِیر را در بَزمِ وحدت بار دِه.....

افکار معلق

این پریشان سِیر را در بَزمِ وحدت بار دِه.....

افکار معلق

خدایا
من را ببخش که گاه
قداستم را
دخترانگی ام را
نجابتم را
فراموش می کنم
خدایا
کمکم کن آنی باشم که تو دوستش داری ...

یارب از عرفان مرا پیمانه‌ای سرشار ده
چشم بینا، جان آگاه و دل بیدار ده

«صائب تبریزی»

عالم از افسردگان یک چشم خواب آلود شد

سه شنبه, ۱۵ خرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۰۲ ق.ظ

1.سیلوانو آریتی دیده بود که بسیاری از افراد افسرده، نه برای دل خود، که برای دیگران زندگی می کنند. او به این شخصی که فرد افسرده برای او زندگی می کند ، دیگریِ غالب اطلاق میکرد که می تواند یک اصل، آرمان ، موسسه یا فرد باشد . افسردگی زمانی رخ می دهد که بیمار در می یابد که فرد یا آرمانی که او برایش زندگی کرده ، هرگز چنان نبوده است که انتظارات او را بتواند بر آورد. 

#جزوه ی روانشناسی:|| 

2.چیزی که بهش فکر می کردم این بود که بانی و ربه کا درد مشابهی دارن . بانی نمیتونه نامحبوب بودن رو تحمل کنه در حالی که ربه کا نمی تونه دیگه محبوب نبودن رو تحمل کنه . هر دو گروگان هوسی اند که در سر دیگران می گذره . به عبارت دیگه، شادی برای هر دو اونا ، در دستان و سر های دیگرانه و درمان هر دوشون هم یکیه:« هر چه دارایی درونی فرد بیشتر باشد ، کمتر از دیگران می خواهد .» 

#درمان شو پنهاور 

واقعا هم همینطوره . من خودم آدمی هستم که خیلی تلاش میکنم که دیگران از دستم راضی باشن البته نه به هر قیمتی ها ولی خب . اما قبلاً شهامت نه گفتنم خیلی کم بود و خیلی جاها از حق خودم می‌گذشتم تا بقیه رو شاید به چیزی بیشتر از حقشون برسونم . نمی‌گم بده ولی تو هر چیز تعادل لازمه . خیلی وقت ها میشد که به بعضی از دوستام چیزی رو قرض میدادم و ممکن بود درحالی که خودم به شدت بهش نیاز داشتم ازشون پس نگیرم چون می‌ترسیدم از گفتن اینکه «فلانی میشه فلان چیزمو بهم برگردونی؟» ناراحت بشن. اما الان راحت تر و خیلی محترمانه اگه قرضی دست کسی دارم و بهش نیاز دارم ازش می‌خوام که بهم برگردونه و میگم اگه من محترمانه خواهش کردم و اون ناراحت شد دیگه مشکله خودشه . 

توی همین دنیای وبلاگ نویسی هم همینجوری ام . مثلا اگه کسی رو دنبال کنم و براش نظر بذارم اما اون با بی توجهی جواب بده یا اصلا جواب نده خب ناراحت میشم جوری که انگار چی شده :| یا مثلا وقتی یکی قطع دنبال میزنه و دنبال کننده هام کم میشن یه لحظه دچار اوتیسم(در خود ماندگی) و اختلال تک قطبی( افسردگی مفرط و اساسی) میشم:)) اما بعدش با یه مهم نیست خب هرکس یه سلیقه ای داره یه لحظه دچار مانیا(شادی مفرط) میشم 😅

می‌خوام دارایی های دورنیم رو بیشتر کنم ، بیشتر یاد بگیرم و بفهمم و بیشتر به کار ببندم قلبم رو صیقل بدم ، کلمات زشت و ناپسندی رو به کار نبرم و کم تر غر بزنم به سلیقه ی بقیه احترام بذارم و کم تر ناراحت بشم و همیشه سعی نکنم از خودم تو ذهن کسی یه فرشته ی اجی مجی بسازم که اگه یه روز بر طبق میلشون رفتار نکردم  بشم  دیو زندگیشون به سلیقه ی بقیه هم احترام بذارم و اگر کسی از من و افکار و عقاید و سلایقم خوشش نیومد لازم نیست منم بی دلیل  ازش خوشم نیاد و بر عکس  .  دوست دارم اگر جمله های زیبا و انگیزشی می‌شنوم فقط مثل یک ماشین حفظش نکنم و مثل طوطی برای بقیه تکرار نکنم روش فکر کنم و سعی کنم به اون اندیشه ها و جملات زیبا خودم هم چیزی اضافه کنم . 

پ.ن:چند روزه موقع خوندن کتاب های درسیم خصوصا روانشناسی هی میشینم جاهایی که با کتابهای غیر درسیم مرتبطه پیدا میکنم و تجزیه و تحلیل میکنم :/

  • ۹۷/۰۳/۱۵
  • همدم ماه

نظرات  (۱۱)

منم الان راحت‌تر نه میگم و به نظرم این خیلی خوبه :)
پاسخ:
آره خیلی خوبه منم تمرینش میکنم:)
در مورد قسمت وبلاگ فقط یک توضیحی بدم
چون دنیای این روزهای وبلاگ شده سو استفاده و یک سری آدم با این ایده فالو و فالو بک کلی آدم دور خودشون جمع می کنند و به شعور بقیه توهین می کنند و تا لغو دنبالشون می کنی فحش بهت میدن آدم یکم حساس میشه به نویسنده ها
تنها تو اینطوری نیستی . من از اینکه بفهمم داره به شعورم توهین میشه ناراحت میشم . گرچه این آدما جتی ارزش فکر کردن هم ندارن
پاسخ:
آره درسته اینجا کاملا با فضای اینستا فرق می‌کنه شاید همین فالو و فالو بک باعث شده باهاش بعضیا مثل اینستا برخورد کنن قبلنا که لینک و لینک دونی بود هم صفای خودش رو داشت ها یادش بخیر مثل بلوگفا:)

اول اینکه خانم دکتر زیر پزشکی حرف میزدین ماهم یه چیزی می فهمیدیم:)))
1_امیدوارم هیشکی افسرده نشه...
2_هرچه خودت قوی تر باشی نیازمندی به چیز یا فرد دیگری کمتر احساس میشه...خط آخر فوق العاده است
اون خصوصیتی که شما گفتین که دوست دارین همه از دست آدم راضی باشن ،من شدیدا دچارشم...مشاورم بهم گفته بود که تو خیلی تعارفی هستی و یه اصطلاح علمی هم به کار برد نمی دونم چی بود...
منم این طوریم که اگر چند بار نظر دادم و اون نظر نداد ناراحت میشم...ولی باید بی خیال شد....که واس من بی خیالی آسون نیست

اوتیسم و تک قطبی و مانیا....وایسین منم برم دانشگاه کلا پست با اصطلاحات عجیب میزارم:)))
وقتی شما کامنت میدین کلی نکته مثبت توش هست ولی فکر نکنم نکته مثبی از کامنت من دربیاد ...:((
پاسخ:
:))
1.آمین:)
2. درسته اینجوری تو تنهایی هامون هم افسرده نمیشیم:)
خیلی بده تعارفی بودن من هم اخیرا زیاد تعارف میکردم و حتی الان هم نشانه هایی از اون رو دارم باید تلاش کنیم که کنارش بذاریم چون اینجوری آدم به خودش صدمه می‌زنه و این حق النفسه
منم قبله اینجوری بودم ولی الان اگه برای کسی نظر میذارم اصلا منتظر نیستم که اونم حتما بیاد برام نظر بذاره هرچند خوشحال میشم از نظرش و به نظرم این یک جور صله ی رحم وبلاگیه و خیلی خوبه اگه ایده و پیشنهاد و نظری داریم از هم دریغش نکنیم :) 
 باشه بعدا جبران کنید:)) کلا هدفم از به کاربردن این کلمات این بود که بگم آره دارم روانشناسی میخونم و از این بیماری ها گرفتم:))
ای بابا یکم اعتماد به نفس داشته باشین پیدا کردن نکته ی مثبت به دیدگاه مثبت و نگاه شما بستگی داره پس ببین چه نگاه خوبی دارید که از کامنتای منم نکته مثبت برداشت میکنین:)))
فکر کنم این تفکرات و به خود اومدنا اقتضای سن مون باشه ...
جنگ جوی عشق رو بخون ،قوی تر میشی تو این زمینه

همدم تو رو خدا انقدر درس نخون استرس گرفتم😭
مثل من باش، لش، خسته، تو هپروت 😌😂

پاسخ:
آره دقیقا آدم دیگه یه جایی به خودش میاد و این که برای حلشون دغدغه داشته باشیم و رفعشون کنیم خیلی خوبه چون هرچی بزرگ تر بشیم اگه چاره ای براشون پیدا نکنیم این ویژگی ها هم با ما بزرگتر میشن
ممنون عزیزم بابت معرفی  حتما میخونم 👌
خودت که بهتر در جریان پرخوابی های من هستی اینقدر این چند روز خوابم زیاد بوده که عضلات بدنم گرفته بود😅 
چهار روز دیگه هم بیشتر تا پایان فرجه هامون نمونده حالا شما خوبه یه دوازده روز دیگه وقت دارین من دیگه پایان خط فرجه هام و الان دارم در واقع واسه اولین دومین امتحان ترم میخونم :))
  • آنیا بلایت
  • دوست دارم یه کامنت خیلی طولانی واسه‌ی این پستت بذارم ، ولی حیف درس و مشق دارم :'|
    فقط در همین حد بگم که منم چند وقتیه متوجه شدم خیلی به اینکه بقیه تاییدم کنن و تو ذهن "همه" یه مهر تایید روی رفتار و افکارم داشته باشم، حساس شدم و این باعث شده تحت کلی فشار روحی عجیب و غریب و اضطرابای مختلف باشم :'| واقعا برنده‌ی واقعی توی دنیا کسیه که از خودش راضی باشه ، بدون اینکه نیاز جدی‌ای واسه‌ی تایید شدن از طرف بقیه داشته باشه... و حتما منم روی این مسئله خیلی کار میکنم :')♡
    پاسخ:
    ممنون آنیا جان^_^ 
    واقعا فشار خیلی زیادی رو آدم وارد می‌کنه و باعث میشه دیگه خود خود واقعیمون نباشیم و یک عروسک کوکی باشیم تو دست بقیه  . دقیقا :) 
    از این مطلب خیلی خوشم اومد، یه جاهایی خودم رو دیدم.
    خدا رو شکر فهمیدم برای خودم زندگی میکنم، قبلا برای دیگران بود. الان نه.
    در کل ممنونم، باشه از این مطالب 😊
    پاسخ:
    خوشحالم که خوشتون اومده:)
    برای دیگران زندگی کردن بعد از یه مدتی آدم رو خسته و پوچ و افسرده می‌کنه و به نظرم باید در کنار کمکی که به دیگران میکنیم و ارزشی که براشون قائلیم همینقدر هم برای خودمون ارزش قائل باشیم. چقدر خوب:)
    😊

    من هیچوقت حرف بقیه برام مهم نبوده هیچوقت:|
    قرض دادن هم که هیچی، یا قرض نمیدم یا حتما قول میگیرم که فلان روز آسمونم به زمین اومد باید بهم پس بدی:|
    +حالا میفهمم چرا به نظر بقیه خیلی عجیبم:/
    پاسخ:
    تو همین کتاب  یه جا میگه:« من اجازه نمیدم ارزش هام بر اساس نظر افراد نا معقول و کم اهمیت مثل یک چوب پنبه ی سبک بالا و پایین بره» 
    چه خوب منم من بعد سعی میکنم در کنار نکات مثبتی که از حرفای دیگران برداشت میکنم زیاد تحت سلطه ی اونا نباشم و شهامت نه گفتن رو داشته باشم:)  
    آخ آخ من چقدر سر این قرض دادنه اذیت میشم . بعضی وقتا که مخصوصا به کسی پول قرض میدم و یادش می‌ره برام بیاره :)) 
    🤗
    من که در انزوا به سر میبرم فعلن واز رفتارای جدیدی که میتونم در مواقع برخورد با دیگران بروز بدم خبر ندارم خیلی:دی

    پاسخ:
    خخخخ خیلی هم خوب این جاست که شاعر میگه بی خبری خوش خبری :دی
     ان شالله که زودتر از انزوا در میای :)
    کارِ خوبی میکنی :))
    پاسخ:
    😉😉
    التمـاس دعا همدم جان
    پاسخ:
    حتما محتاجیم به دعا عزیزم 
    سلام. 
    خیلی خودمونی و صریح میتونید بگید چطوری حرف دیگران براتون مهم یا بی اهمیت میشه؟ بر چه مبنایی؟ و چه شرایطی؟ 
    پاسخ:
    سلام :)
    حرف دیگران وقتی برام بی اهمیت میشه که برای انجام هر کارم یه نظری بدن یعنی هرکاری انجام بدیدم از این بترسیم که حالا بقیه چی میگن ؟ کی چی فکر می‌کنه ؟ و از ترس حرف مردم از انجام همه ی کارها باز بمونیم و همواره منتظر تایید از سمت دیگران باشیم 
    اما در موارد دیگه یعنی اگر کسی  به عنوان نصیحت یا تجربه صحبتی داره من سعی میکنم از نکات مثبت حرف هاش استفاده کنم 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">