افکار معلق

این پریشان سِیر را در بَزمِ وحدت بار دِه.....

افکار معلق

این پریشان سِیر را در بَزمِ وحدت بار دِه.....

افکار معلق

خدایا
من را ببخش که گاه
قداستم را
دخترانگی ام را
نجابتم را
فراموش می کنم
خدایا
کمکم کن آنی باشم که تو دوستش داری ...

یارب از عرفان مرا پیمانه‌ای سرشار ده
چشم بینا، جان آگاه و دل بیدار ده

«صائب تبریزی»

از رگ گردن به ما نزدیک تر

شنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۷:۵۶ ب.ظ

گاهی وقتا از شدت نگرانی ،  استرس و حرص و غصه  برای اتفاقی که هنوز نیفتاده مریض میشم و زرد میکنم 

امروز که دقیقا به همین حال دچار بودم  ، به دوست ترم پنجیم فکر کردم . 

به همون که دیروز تو کافه نشسته بود با دوستاش چایی میخورد و می‌گفت و می‌خندید و امروز اعلامیه ی فوتش رو دیوار دانشگاه دیدم ، بغض کردم و بغض غده شده ام سرانجام تبدیل به سونامی شد  . 

به دوست ترم پنجیم فکر کردم و گفتم من که نمی‌دونم یه دقیقه بعد زنده ام یا نه ، منی که ممکنه یه ثانیه بعد ، یه دقیقه بعد ، یه ساعت بعد ، دیگه اصلا تو این ظلمت کده وجود نداشته باشم   چرا باید برای اتفاقی که هنوز نیفتاده اینقدر  استرس بگیرم و هی بمیرم و هی بمیرم و مچاله شم

واقعا که آدمی با امید زنده است 

 

  • ۹۷/۰۲/۱۵
  • همدم ماه