افکار معلق

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی / آخر ای ماه تو همدردِ منِ مسکینی

افکار معلق

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی / آخر ای ماه تو همدردِ منِ مسکینی

افکار معلق

خدایا
من را ببخش که گاه
قداستم را
دخترانگی ام را
نجابتم را
فراموش میکنم
خدایا
کمکم کن
آنی باشم
که تو دوستش داری ...
🌿🌸🌿
یارب از عرفان مرا پیمانه‌ای سرشار ده
چشم بینا، جان آگاه و دل بیدار ده

«صائب تبریزی»

روز ها از پس هم رد شد و موعود رسید

شنبه, ۱۸ فروردين ۱۳۹۷، ۰۸:۲۰ ب.ظ
۱.امروز یه روز جان فرسای شیرین و آروم بود -_- از هفت صبح تا شیش غروب. 
عمیقأ و شدیداً دلم برا دانشگاه تنگ شده بود بسکه تو عید همش تو خونه بودم حتی دریغ از یک پارک :/
ولی بین خودمون باشه بیشتر دلم برا تعطیلات تابستون بعد از دانشگاه تنگ شده(میان ترم ها را به یاد می آورد ...😬)
سر همه ی کلاسا عملا خواب بودم  نگرانم 😑
خب خدا وکیلی وقتی که برقا رو خاموش میکنن کولر رو هم روشن میکنن استاد هم لالایی میگه خب آدم خوابش میگیره دیگه . من اگر استاد بشم تو درس های تئوری هر نیم ساعت پنج دقیقه استراحت میدم به بچه هام . مثلا من چون ردیف دوم میشینم نمیشه سر کلاس بخوابم ولی به زور پلکام رو باز نگه می‌داشتنم تا استاد خودش دهان مبارکش خسته میشد و می‌گفت خب حالا یه دقیقه استراحت کنید از شدت ذوق خوابم می‌پرید :))
۲.موقع برگشتن دو تا از ترم بالایی هامون رو تو بازار دیدم بعد خواستم به بابام معرفیشون کنم گفتم بابا اینا تو مدرسه ی ما هستن یه کلاس از ما بزرگترن -_-
بابام😒
من😌
ترم بالایی ها😲 
هنوز دهنم به گفتن دانشگاه عادت نکرده 😄 
۳.فردا تربیت بدنی داریم و و از قضا تمرین دو سرعت و  من دارم دعا میکنم لغو بشه ( پهلوی کبود و دست افلیج و پای چلاق و خنده ی حضار در آخرین جلسه ی تربیت بدنی قبل از عید  هرگز از لوح خاطرش محو نمی شود:|)
بعدن نوشت ؛ ببینید دوستان هم دارن دعا میکنن لغو شه😄
۴. و اما این....همون گربه که تو حیاط دانشگاه هی از زیر نیمکت من رد میشد-_- و موجبات وحشت من رو فراهم میاورد که چندتا پست قبل در موردش نوشته بودم 
رفتم پشت سرش  که ازش عکس هنری بگیرم با انواع و اقسام  اسامی صداش کردم محل نداد  تا بهش گفتم خاله جون خوبی ؟ 
یهو دیدم سرش رو برگردوند طرفم 😑
۵.متاسفانه  قسمتی از   اثرات کتاب  ملت عشق از بین رفته منتظر پست های من در مورد چنگیز و دار و دستش با هشتک چنگیز نامه و پست های منور و نورانی امتحاناتم با هشتک پاس شدن شیوه ی رندان شب بیدار باشد ، باشید😬
۶.تا چرت اَند پرتی دیگر التوفیق علیکم و الرحمه الله و برکاته:))
بعد نوشت: یه بار بعد این همه سال از بین پنج مجموعه پایتخت من اومدم مجموعه پنج رو دیدم -_- بغل تلویزیون یا از ترس تشنج کردم یا از خنده :| چرا داعش رو ریختن تو طنزا اح اح 😑😑😑 
  • ۹۷/۰۱/۱۸
  • همدم ماه

نظرات  (۲۱)

خاله جون:)))
پاسخ:
😅😅
سلام :)

چرا چرت اند پرت ؟

خیلیم عالی همدم ماه عزیز :))
پاسخ:
سلام
شکست نفسی کردم یعنی ؟:))
تو نگاه گربهه یه "واست متاسفم" عمیقی نهفته اس !

خاله جون خوبی؟! :))
پاسخ:
واسه خودش متاسف باشه دِهه:دی
الحمدالله:)
لابد گربه اومده تحصیل :)
ان شاءالله که موفق باشید
پاسخ:
اومده غذا بخوره اینجا نزدیک سلفه الان :))
سپاسگزارم شما هم :)
چیزی تو همین مایه ها :))
پاسخ:
ممنون^_^
همدم چه خوب بود پستت ^-^
خیلی لذت بردم :))
از گربه میترسم :(
پاسخ:
ممنون عزیزم😘
من اگه دنبالم بذاره یا یه دفعه جلو راهم سبز شه میترسم این گربهه خیلی پر روعه :))
عزیزم توکه هنوززبونت به لفظ دانشگاه عادت نکرده بهترنیس بجای تربیت بگی ورزش؟😕
عه سمام یه گروه دارین همه دخترن همشونم ادمینن؟؟😂چه وجه اشتراکاتی بین ماهاهست😐
پاسخ:
ع راس میگیا ولی انصافا هنوز به اندیشه ی دو میگم دین و زندگی 😅
آره آره همه ادمینن خیلی خوبه اصن🤣
آخی عزیزم آره بابا خونه موندن خیلی حوصله سربره اصلا دوست نمیدارم تو خونه موندن رو .
 ای جان عادت میکنی حالا ترم پنج توی حذف و اضافه توی آموزش ایستاده بودم که یکی از بچه های ترم دو جلوی کانتر آموزش داشت به مسئول آموزش میگفت من هنوز نتونستم انتخاب رشته کنم !! ( لازم به توضیح نیست که منظورش انتخاب واحد بود ؛)  ) 
وااای این گربه ها چه خوب نیستن منم میترسونن گاهی وقتا 
و در آخر دور از جونت چرت و پرت چیه خیلی هم عالی مینویسی من که خیلی دوست دارم . 
پاسخ:
آره خانواده ی ما که  زیاد اهل گردش رفتن نیستن من واقعا تو این عید دلم پوسید تو خونه-_- 
وااااای باورت میشه من ترم قبل دوبار رفتم آموزش ازشون پرسیدم چجوری باید انتخاب رشته کنم😁😁 بعضی از دوستامم همینجوری به انتخاب واحد میگفتن انتخاب رشته😅
ممنون عزیززززم  عالی میخونی رومی جانم😘😍
بدبختانِ خوشبخت :)))
پاسخ:
اصصصصن یه وضعییی😁
اتفاقا من خیلی دوست دارم این سری از پایتخت رو. باحاله :)
پاسخ:
آره منم دوستش دارم از ته دل میخندم با حرفا و حرکت  بانمکشون فقط مشکلم اینه که واقعا این چندتا قسمتش رو استرس گرفتم و گرخیدم -_-
و در آخر لعنت به تربیت بدنی -_-
پاسخ:
لهنننت -_-
بچه هام :|

پاسخ:
استعاره از دانشجوهام بود:)))))
عامو لطفا سایز 2 استفاده کنید برای پست!!
کور شدیم!

من این ایده که داعش و ماشین جنگی رو به خوبی جا دادن توی داستان نقی تحسینش کردم فیلم رو! 
پاسخ:
به نکته ی مفیدی اشاره کردین . درستش کردم.

خب من میترسم از اینجاهاش -_- ولی از حالت طبیعی بودن درش آوردن اصلا نمیتونم هضم کنم اینا از تو دریا زنده بیرون اومدن -_- 

شده دیگه :)
پاسخ:
اَی خِدااا
از ترکیه تا سوریه شنا کردن هیچیشون هم نشد حتی اون بابا پنجعلی با نصف نفسش -_-

هم مدرسه‌ای:))))))))))) عالی بود:)))
+چقدر گربه‌ی خوشگلیه *-* من عاشق گربه‌هام :) 
++ به شدت منتظر چنگیز نامه هستم 😎😂😂😂❤
پاسخ:
😅😅😅😅
+آره خوشگله😍 :)
+به زودی در سراسر بیان پستی به کارگردانی همدم ماه😄
:))
پاسخ:
:))
ما هم اصلا اهل در و بیرون نیستیم من و برادرم بیشتر تعطیلاتمون رو با چرت و پرت گفتن و تو سر و کله هم زدن سپری میکنیم :')))
خیلی طبیعیه بابا اصلا خودت رو ناراحت نکن بچه های ما سر ریاضی ١ میگفتن استاد کی زنگ میخوره :))) 
نه به خدا عزیزم حقیقت رو میگم خیلی خوب مینویسی :)
ووویییی پایتخت خیلی هول برانگیز بود واقعا من که کل طول خونه رو راه رفتم از استرس و این قسمتش رو دیدم:/ 

پاسخ:
از اونجا که من برادر ندارم منم بیشتر تعطیلاتم رو با چرت و پرت گفتن و تو سر و کله هم زدن  با خواهرام سپری میکنم:))
تازه زنگ تفریح های ما نیم ساعته است😅))))
ممنون عزیززززم😍😘😘😘
وای آره من دیشب داعشیا که ریختن تو دست و پام یخ کرد از شدت ترس `_`
کل متن ات یه طرف قسمت قرمزت هم یه طرف
همیشه میگفتم مهران احمدی سریال رو خراب کرد که بازی نکرد ولی الان می فهمم مهران احمدی چرا رفت
می گفت من از روزی که مردم بگن ای بابا بسه دیگه چقدر این می ترسم .
الان کسی از پایتخت راضی نیست متاسفانه! خیلی بد شده
فقط یک تفکر خاصی راضی ان عموم مردم نه متاسفانه .
خود من تا به امروز چیزی ننوشتم تا صبر کنم ببینم آخر این آشی که مقدم با موسسه اوج سپاه پخته چی میشه!
پاسخ:
حالا من قسمت های قبلیم رو اصلا ندیدم ولی انگار اونا خیلی بهتر بوده 
ای کاش از طبیعی بودن خارجش نمیکردن ولی خب فیلم بانمکیه
آخرش هم قشنگ معلومه -_- مثل اکثر فیلم های ایرانی قابل حدس احتمالا باز یه معجزه ی دیگه رخ میده نجات پیدا میکنن میرن علی آباد -_- 
ولی من بازی بهتاش رو دوست دارم . خیلی خوب بازی کرده
و اینکه گربه خوب عسد . هواش رو داشته باش بهش کالباس بده
پاسخ:
وای بهتاش خیلی عالی بازی می‌کنه من واقعا با اجراش میخندم و لهجه و تیکه کلام هاش رو دوست دارم :)
من به گربه ها هیچ حسی ندارم فقط گاهی ازشون میترسم-_- دوستم همیشه یه مقدار از غذای سلفش رو براش میاره و بهش میده :)
عززیزم خدا خواهرات رو حفظشون کنه برات :)) 
خیلی بد بود من تمام مدت داشتم هرچی از دهنم در میومد به داعش میگفتم :'(((
پاسخ:
ممنونم رومی جانم همچنین😘
آره خیلی ترسناک بود مدافعان حرم  و شهدامون چه قدر دل و جرأت داشتن واقعا من از پشت تلویزیون داشتم سکته میکردم دیگه از نزدیک دیدن همچین صحنه هایی واقعا مرد میخواد.:((
روحم شاد شد خدا روحتو شاد کنه !:)))
جفت گیری تو دانشگاه ما بیداد می‌کنه برا همین گربه ها جرات ندارن بیان اونورا :| بوی سیگارم خیلی اذیتشون می‌کنه ،من می‌دونم:|
واخ آره،من اصن اون دو قسمت آخرو دیدم پنج کیلو کم کردم.بی شرافتی داعش رو این سریال بهتر از به وقت شام نشون داد....
و دانشگاه مزخرف می‌باشد.والسلام:!
پاسخ:
😄
من به جز این گربه دیگه گربه ندیدم تو دانشگامون فکر کنم هنوز مجرده😅
اوهوم خیلی وحشتناک بودن😢
:))


ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">