افکار معلق

این پریشان سِیر را در بَزمِ وحدت بار دِه.....

افکار معلق

این پریشان سِیر را در بَزمِ وحدت بار دِه.....

افکار معلق

خدایا
من را ببخش که گاه
قداستم را
دخترانگی ام را
نجابتم را
فراموش می کنم
خدایا
کمکم کن آنی باشم که تو دوستش داری ...

یارب از عرفان مرا پیمانه‌ای سرشار ده
چشم بینا، جان آگاه و دل بیدار ده

«صائب تبریزی»

گل گلی

سه شنبه, ۲ مرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۲۶ ق.ظ
من تو خونه عادت دارم  لباس های گشاد و بلند و راحت   می‌پوشم  😅 مخصوصا علاقه ی خیلی خاصی به لباس های مادرم دارم و مامانم همیشه سر این موضوع که چرا من لباس هاش رو می‌پوشم باهام بحث و گاهی هم شوخی می‌کنه 
حالا امروز  مامانم یکی از اون لباس نخی های خنک خوشگل گل گلی‌ش رو که من عاشقشم آورده جلوی من گرفته میگه ببین همدم از بس لباس های منو پوشیدی برام تنگ شده همش تقصیر توعه :/
میگم مامان من وقتی لباسات رو می‌پوشم یکی دیگه هم توش جا میشه بعد من چجوری تنگش کردم ؟ میگه نه لباسم آب رفته از وقتی که تو تنت میکنی :|
با علم به اینکه مامانم چقدر رو وزنش حساسه میگم مامان فکر کنم تپل تر شدی واسه همین نمیره تو تنت :)) 
در حالی که چشم غره می‌ره ، میگه بیا اصلا نخواستم  این لباس هم دیگه مال خودت :)) 
  • ۹۷/۰۵/۰۲
  • همدم ماه