افکار معلق

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی / آخر ای ماه تو همدردِ منِ مسکینی

افکار معلق

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی / آخر ای ماه تو همدردِ منِ مسکینی

افکار معلق

خدایا
من را ببخش که گاه
قداستم را
دخترانگی ام را
نجابتم را
فراموش میکنم
خدایا
کمکم کن
آنی باشم
که تو دوستش داری ...
🌿🌸🌿
یارب از عرفان مرا پیمانه‌ای سرشار ده
چشم بینا، جان آگاه و دل بیدار ده

«صائب تبریزی»

با دل به سوی‌ت می آیم و بی دل باز می گردم ...

يكشنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۷، ۰۱:۰۱ ق.ظ
دوستش داشتم. بیشتر از ارمیا . هرچند بی شیله پیله‌گی و شیرینی  کتاب ارمیا هنوز تو ذهنمه. خصوصیت جالب این دو تا کتاب هایی که خوندم شروع ناگهانی و بی مقدمه اش بود . شایدم من همیشه اینجوری برداشت میکنم . دوست داشتم این کتاب فضای ملموس تر و قسمت های بیشتری از آمریکا رو به تصویر می کشید . برای امتحان اندیشه ، چندتا مقاله در مورد آمریکا شناسی خونده بودم و گذشته آینده و حال آمریکا خیلی برام جالب بود ولی با این کتاب چیز زیاد جالبی  در مورد  آمریکا دستگیرم نشد . اما  آقای امیر خانی خیلی قشنگ با کلمات بازی میکنند . قلمش رو دوست دارم .  اون قسمت هایی که با کلمات هم آوا قلم به رقص در آمده بود تحسین برانگیز بود. اوج داستان فصل شش بود و هفت .  
پایان کتاب دلم گرفت و بغض کردم . دوست نداشتم سرنوشت ارمیا اینجوری بشه ولی انگار  باید میشد. باید ارمیا آسمان را می دید ... آرمیتا رو دوست نداشتم .  اصلا از کجا آمد آن زنک فالگیر چادر به کمر ؟ داستان عجیبی بود . بیشتر به کسانی که به داستان با موضوع  دفاع مقدس علاقه دارن پیشنهاد میکنم . 
اینارم اگر خواستید ببینید :
قسمت هایی از کتاب: 
۱.هر کاری در عالم حکمتی دارد ، خاصه مردن و چه جور مردن که آخر حکمت است.
۲.من اصلا از این « به خاطر من » ها می ترسم . زندگی با «به خاطر من» درست نمی شود ، هنوز ازدواج نکرده ایم و گند به خاطر من ها در آمده است ....
۳. شیطان بزرگ وقتی می گویی ، یعنی سلطه ی میل های شخصی . یعنی مکانیزمی که یادمان می دهد دنبال میل های شخصی باشیم . مرگ بر امریکا یعنی مرگ بر این مکانیزم . 
۴.من هم قبول دارم این مرگ بر آمریکا را منتهی وقتی می گویی مرگ بر آمریکا ستون ادارات تهران هم شروع می کند به لرزیدن . آمریکا مصداق نیست ، مفهوم مصداق است . 
۵.هر زنی رازی‌ست . ازدواج ، کشف راز نیست ، معماری این راز است .
۶.این جا رفاقت را در رقابت می دانند . رقابت هم حسادت نیست . نه تو باید حسودی کنی نه من. رقابت تنها راه بهبود است .
۷. اجنحه الموت! یعنی پرنده ی مرگ که بالای سر هر کسی به پرواز در می آید . هر آدمی زادی همچین گلوله ای به دنبالش است . 
۸. ماهی که پخت آرام می گیرد . همه ی خامی مال وقتی است که نپخته باشد...
  • ۹۷/۰۴/۲۴
  • همدم ماه

نظرات  (۲۳)

  • مجهول الحال :)
  • همون حرف قبلیم.
    حض (املاش درسته؟ :دی) میکنم وقتی قسمت های واقعاجالب کتاب ها رو میزاری و میخونم :)
    پاسخ:
    حظ(تقلب کردم البته -_-:))) 
    عزیزم^_^
    خودم هم خیلی این قسمت ها رو دوست دارم . تو خونه همیشه جمله های  قشنگ کتابا رو واسه خواهرام میخونم:) 

  • مجهول الحال :)
  • الانم میشینم بخونم :)

    پاسخ:
    بیوتن رو ؟^_^
  • مجهول الحال :)
  • فقط باید اعتراف کنم من همیشه  این قسمت ^قسمت هایی از کتاب رو ^فقط میخونم [ایکون خجالت] بقیه پستا رو کامل میخونم ولی مال  پستای معرفی کتاب قسمت هایی از کتاب رو فقط میخونم.
    جمله 1 که عالی :)
    در مورد مورد6 والا الان حسادت توام شده با رقابت و رفاقت -_-
    پاسخ:
    فدای صداقتت :) 
    همونم خوبه مهم نیته :))
    حسادت رفاقت رو نابود می‌کنه ... حسادت که باشه دیگه رقابت سالم نیست ...
  • مجهول الحال :)
  • ن پستت رو که خوندم :)
    والا همدم فعلا میخام ریخت کتاب هم نبینم :/
    خخ :)


    پاسخ:
    خخخخ باشه باشه :))
  • مجهول الحال :)
  • خیلی خوبه :)
    خانم دکتر بااطلاعی میشی بخاطر کتاب خوندن :)
    خیلی خوبه :)
    شاید باورت نشه همون روز که کنکور دادم کل کتابا رو ریختیم تو جعبه مامانم قایم کرد :|
    گفت حتی اگه بخوای پشت کنکور بمونی فعلا جم باید باشه و ریختشونو نبینم :|
    پاسخ:
    ممنون عزیزم امیدوارم همینجوری بشه که تو میگی :) 
    کار خوبی کردید . منم بعد از کنکور چشم دیدنشون رو نداشتم  . بعد از من خواهرم کنکور داشت نشد دیگه ریختشونو نبینم:))
  • مجهول الحال :)
  • اره بخدا :|
    متاسفانه امسال که افتادم تو سختی خیلی از دوستام ذوق مرگ شده بودن :| چون یه برهه ای خیلی خیلی شدید پسرفت کردم
    پاسخ:
    امام علی یه حدیث خیلی قشنگ دارن در مورد حسادت 
    میگن
    آفرین بر حسادت! چه عدالت پیشه است . قبل از همه خود حسود را می کشد ...
    حسادت همون سوختنه ... میبینی میگن طرف از حسودی داره میسوزه ؟ اون شادی دلخوشی و توجیهی گذراست براشون. 
    باید تلاش کنیم تا تو زندگی غبطه و خیرخواهی رو جایگزین این صفت ناپسند کنیم.
    اول بگم پست رو کامل خوندم و مرسی انقدر خوب بود 

    و اما حرف اصلیم
    این چه عنواانیه همدم؟!! عاالی بود... اصن دلم یه جووری شد خوندمش! هم ترسناکه هم قشنگه
    پاسخ:
    قربانت:)

    این عنوان یه جمله از همین کتاب بود :) منم با خوندنش دلم یه جوری میشه ولی هی تکرارش میکنم ....بادل می آیم ، بی دل باز میگردم ، عاقل می آیم مجنون می روم ، بی حاصل می آیم و کامل می روم...
    قسمت های از کتاب جالب بودن
    بخصوص ۵ و ۶
    پاسخ:
    بازم قسمت های خوب داشت دیگه پست طولانی نشه همینه را گذاشتم:) 
    :) 
    یک رو خیلی قبول دارم
    انگار مهر چگونه زندگی کردی رومون میچسبونن و تمام

    * با نوع جهان بینی امیرخانی دوشواری دارم...
    پاسخ:
    آره دقیقا 
    * میشه یه کوچولو بیشتر توضیح بدی ؟ منم تو این کتاب نتونستم درک  کنم که چرا ارمیا آرمیتا رو انتخاب کرد و چرا اومد آمریکا 
    چه بحثای قشنگی داره ...
    پاسخ:
    اوهوم:)
    راستش من بجز سفرنامه ها و مقالات امیرخانی با کلهم آثار ایشون دوشواری دارم
    یعنی جایی که فقط روایت کرده و نظر شخصی رو مبنا قرار نداده
    هر کتابی هم مینویسه میخونم تا ببینم این مساله برام حل میشه یانه
    تا الان نشده
    یعنی ارمیای کتاب خود خود امیرخانی و دنیای اون و جوریه که با دنیا تعامل میکنه
    من نه فکر ارمیا رو درست دیدم نه بیوتن مثلا رشد یافته
    برداشت من از اسلام یه دین چرخ دنده ایه
    یعنی تو وقتی یه مسلمون معتقد محسوب میشی که همه اجزای دین رو بهم وابسته بدونی و بهشون اهمیت بدی
    نه یه سری اجزای جدا از هم که هر قسمتی که باعقل خودت پذیرفتی درسته و انجام بدی(بعد از کلی اما و اگر و شک و شبهه که بعضی هاش اصلا در قاموس تفکر دینمدار نیست)
    و جایی که ذهنت قانع نشد اصل موضوع رو در شکیات قرار بدی
    امیرخانی بنظر من این تفکر رو داره و این نوع دید به جهان رو مبنا قرار میده و قبول داره
    این دید حتی توی سفرنامه هاش هم هست...
    توی این دنیا میشه دین داشت، معتقد بود، حتی انقلابی بود، ولی فقط توی دنیای شخصی خودت
    لازم نیست به اطراف خودت واکنش نشون بدی و حساس باشی
    و توی انتخاب ها هم اثرشو میذاره و لازم نیست لزوما براساس اونها انتخاب کنی...

    * یه کوچولو توضیح دادم‎:D
     



    پاسخ:
    یه سفرنامه هم گرفتم که بخونم ...:)
    ممنون که توضیح دادی نقد خوبی بود :) ارمیای بیوتن از نظر من زیاد  هم تراز  یک فرد حزب اللهی و انقلابی نبود ...ولی نمی‌دونم باید بیشتر مطالعه کنم ...
  • کبوتر خاتون
  • ولی ارمیا نرم تر و دلنشین تر بود :))
    پاسخ:
    شخصیت ارمیای کتاب ارمیا رو بیشتر می پسندم:) 
    :)
    سلام. :))
    در جواب خانم من ... و همدم عزیزم: آقای امیرخانی تو مصاحبه ها گفتن که از شخصیت خاکستری ارمیا تو بیوتن متنفر هستن :))
    و این کتاب رو هم بیشتر در نقد سیاست های دوران سازندگی نوشتن که آقای گاورمنت تو داستان نماد همینه!
    البته باید بگم که تاحدی توضیحاتتون راجع به این طرز تفکر رو قبول دارم خانم من ...! و همونطور ک گفتین تو سفرنامه ها هم یخورده خودشو نشون داده.
    پاسخ:
    سلاااام به روی ماهت:)
    پس واسه همین اینقدر با کارای ارمیا حرص می‌خوردم:)) همه ی شخصیت های کتاب تقریبا خاکستری بودن آقای گاورمنت با اینکه خیلی کم تو داستان حضور داشت اما حضور ناگهانی‌اش در پایان داستان و استفاده نویسنده از نماد  ناخن های کثیف و چرک گاورمنت که کوتاه نمیشن جالب بود برام :)
    ممنون بابت توضیحاتت عزیزم😊
    روزت مبارک همدم جاانممم🌸🌱💕
    پاسخ:
    ممنون عزززیزم . روز تو هم مبارک😍😍🌸💝💗💞
    این صفر و یک و... اینا ک نوشتی خیلی جالب بود :)
    ب شدت موافقم!
    + از بین آثاری ک ازشون خوندم بنظرم جانستان کابلستان از همه قوی تر بوده! و اتفاقا بنظرم دید دینی_اجتماعی خوبی هم داشت.
    کلا اینکه راجع به نظر خانم من ... گفتم تاحدی موافقم به این دلیل هس که تو بعضی بخش های کتاباشون یا مصاحبه هاشون اینا مشاهده میشه ولی بنظرم نباید تا این حد تعمیمش بدیم!
    همدم حتما بعدا نظرتو در این موارد بگو :)
    پاسخ:
    خوشحالم که از این ایده توسط تو استقبال شد😍💞
    + میخونم کم کم آثار بعدی آقای امیر خانی رو هم :) 
    به نظرم این به خاطر اینه که از جهات مختلفی میشه به آثار آقای امیر خانی نگاه کرد . یکی هم اینکه شروع این دوتا کتاب بی مقدمه و پیشگفتار و شفاف سازی بود و باعث برداشت های متفاوت میشه . حالا این نظر منه. من زیاد با آقای امیر خانی آشنایی ندارم و تازه آشنا شدم و تا حالا هم دو تا کتابشون رو بیشتر نخوندم . اما شما آشنایی بیشتری با آثار و طرز تفکر ایشون داری و من ترجیح میدم کمی بیشتر در مورد آثارشون و نقدهایی که وارد شده مطالعه کنم و امیدوارم نظرات بعدیم بهتر و واضح تر باشه:) 💓😘🤗
    اره همشون تقریبا خاکستری بودن و حتی تا قسمتی سیاه! بجز سهراب :)
    + دقیقا! حضور پایانیش غافلگیرکننده و جالب بود!
    + این کاری ک میکنی رو رهبر هم پیشنهاد دادن و خودشون هم عمل میکنن. البته ایشون کنار صفحات کتاب یادداشت هارو مینویسن :))
    + منتظر نظراتت هستم :))
    حس میکنم نظرمو واضح نگفتم :/  ببین کلا بنظرم اینکه چنین دیدگاهی رو بخوایم به شخصیتشون نسبت بدیم یخورده ناعادلانه ست چون اصلا محتوای کتاباشون خلاف اینو نشون میده! ولی قبول دارم که تو بععضی جملات و بخش ها میشه چنین برداشتی کرد.
    ( درکل بنظرم شخص گرا نباشیم به محتوا توجه کنیم چون این مسئله ی چندان مهمی هم نیس! )
    پاسخ:
    سهراب خیلی بانمک بود . عاشق دیالوگ های سهراب با ارمیا شدم :) 
    +۳: خیلی جالبه^_^
    +۴: ازت مجددا سپاسگزارم که باعث آشنایی من و آثار ایشون شدی :) ان شاء الله  :)
    هوووم ممنون بابت این توضیح . کاملا درسته حرفت   .اما حالا خانم من خودشون دوباره یکم شفاف سازی میکنن:)
    سلام
    چه گفتگوی خوبی‎(:‎
    همون من خالی صدام کنید
    متوجه این قسمت نشدم
    روی صحبت با نظریه که نوشتم یا بین صحبتهای خودتون باید مرجعش رو پیدا کنم؟
    حس میکنم نظرمو واضح نگفتم :/  ببین کلا بنظرم اینکه چنین دیدگاهی رو بخوایم به شخصیتشون نسبت بدیم یخورده ناعادلانه ست چون اصلا محتوای کتاباشون خلاف اینو نشون میده! ولی قبول دارم که تو بععضی جملات و بخش ها میشه چنین برداشتی کرد.
    ( درکل بنظرم شخص گرا نباشیم به محتوا توجه کنیم چون این مسئله ی چندان مهمی هم نیس! )

    یالله یالله یه اهمی اوهومی آقا خب یعنی چی چرت و پرتامو کپی میکنی:(قربون دستت حداقل اون خوباشو بردار:))

    * اگر در مورد نظر خودمه خب توضیح بدم که نظری که در مورد امیرخانی دادم فقط از روی شخصیت کتابهاش نگفتم
    افکار نویسنده ها لابه لای نوشته هاشونه، چه موافق شخصیت اصلی کتاب باشن چه مخالف
    امیرخانی از شخصیت خاکستری ارمیا متنفره ولی توی جانستان کابلستان اعتراف میکنه برای موضع نگرفتن درباره حوادث۸۸ راهی افغانستان شده
    حتی مقدمه داستان سیستان
    اینها حرفهای بدون روتوش خود امیرخانیه
    ارمیای امیرخانی هم یه پسر شریف درس خونده ی پولداره و در ظاهر با زندگی شخصی امیرخانی مشابهت داره
    بیوتن ادامه همین فرده که میره آمریکا
    مثل خود امیرخانی
    نوع نگاهی که ارمیا توی ارمیا به آدمهای اطرافش داره همون نگاه سالهای بعد توی بقیه کتابهاش اعم از رمان و سفرنامه اس
    نگاه جدا و از بالا به پایین
    نگاه مرجع فکری مستقل بودن و قبول نداشتن خیلی از ملزومات دینی

    اکثر مذهبی طور ها شیفته ی امیرخانی ان
    بیوتن رو خیلی سال پیش به اصرار دوستی خوندم
    الان جز به جز کتاب رو یادم نیست ولی کاملا یادمه بعد از تموم شدن کتاب با خودم گفتم مذهبی ها از چه چیز تفکر این آدم استقبال میکنن؟
    جای نقدهای حسابی همه شیفته وار آثارش رو میپرستن
    خب این کتاب چه چیز محیرالعقولی ارائه کرد؟
    یه تفکر نصفه و نیمه دائمی که کلاه عقل خودتو بچسب و پشت هیچ چیز نایست
    چون معلوم نیست فردا تو کجای اون تفکر باشی و چه واکنشی میدی...
    فکر کنم تند رفتم...


    پاسخ:
    سلام من جان🤗:) 
    ممنون بابت توضیح :)
    من فکر می کنم منظور آیه این بود که شاید آقای  امیر خانی با آوردن همچین تفکری در داستان خواسته یک تفکر اشتباه در جامعه رو نشون بده . همونطور که گفتم ارمیای این کتاب رو هم تراز یک فرد انقلابی نمی بینم . حقیقتا در این‌ مورد زیاد حرفی ندارم و ترجیح میدم فعلا بیشتر نقد ها رو گوش کنم .  ببینیم آیه چی میگه:)
    + اره خیلی #^_^
    + منم ازت ممنونم که هستی و باعث آشنایی من با خودت شدی :)))
    + و ممنون از خانم من ... :)
    پاسخ:
    قربووونت هم چنین💗😍 :) 
    :)
    :)
    سلام من عزیز :)
    صحبتتون راجع به موضع نگرفتن در انتخابات88 رو قبول دارم و اتفاقا چیزی ک تو انتخابات پارسال هم ناراحتم کرد تکرار همین عدم موضع گیری ایشون بود! 
    ولی تو همین کتاب جانستان کابلستان به موضوعات خیلی مهم دیگه ای پرداخته شده و اون مباحث امت اسلامی, وحدت و ارتباط اینها با غرب هست! پس نمیتونیم به طور کلی چنین چیزی رو راجع به ایشون مطرح کنیم!
    + بنظرم شما یه مقدار صفر و صدی با قضیه برخورد میکنین! کتاب بیوتن طبیعتا خالی از اشکال نیست ولی خیلی از مسائل رو تونسته خوب مطرح کنه! از جمله مذمت همین تفکری ک شما میگین: اینکه فقط بخشی از دین که خودمون دوست داریم بپذیریم. که تو شخصیت خشی کاملا دیده میشد. یا نقد نظام سرمایه داری امریکا..
    نقد دوران به اصطلاح سازندگی و...
    بعد هم ایشون مدت طولانی امریکا نبودن اون هم فکرمیکنم بخاطر جمع اوری مستندات لازم برای نوشتن همین کتاب بوده..
    پاسخ:
    ممنون آیه :)
    @من :)
    علیکم السلام‎(:‎
    از زمانی که کتاب خوندن یاد گرفتم، شخصیت خود نویسنده از محتوای

    کتابش برام مهمتر بوده
    یعنی اگه میفهمیدم نویسنده سالم یا برمبنای تفکراتش زندگی نکرده برای همیشه از ذهنم خط میخورد
    ممکن بود و هست بازم کتابهاش رو بخونم ولی دیگه برام محبوب نمیشن
    شاید این به نگاه صفر و صدی تعبیر بشه ولی به این رسیدم که امکان نداره شخصیت نویسنده حتی اگه کتابش داستان کودک باشه یا حتی طنز از خلال کلمات به خواننده منتقل نشه و اثر نذاره
    امیرخانی مستور ترقی پیرزاد و ... فرقی نمیکنه اسم چی باشه و چی بنویسه
    جهان بینی خودش رو به نمایش میذاره
    و برای من امیرخانی یه دنیای ناقص داره
    یه اسلام سکولار
    و باز هم میگم نه از بیوتن و نه از جانستان به صورت محدود دیدگاه نگرفتم
    به جز رهش همه آثارشو خوندم و خواهم خوند
    روحش توی رمان مقاله و سفرنامه هاش تنیده شده و قابل جدا کردن نیست
    و چیزی که به چشم من میاد همونه که توی کامنت اولم نوشتم
    * در مورد نقد دوران سازندگی بودن بیوتن هم نظری ندارم 
    راستش نقد اگر نقده در دوران خودش تبدیل به ادبیات میشه نه بیست سال بعد اونم انقدر کم جون و حاشیه ای 
    کما اینکه اصلا اعتقاد ندارم امیرخانی با دوران سازندگی و شیخ سازنده اون اساسا مشکلی داشته
    صحبتهای ایشون در این مورد کاملا گویاست
    ** توی نفحات نفت یا نشت نشا(به احتمال قوی نفحات نفت) توضیح میده برای دوره ارشد میره آمریکا و کنار ارشد مهندسی جامعه شناسی هم میخونه
    انگار چندسال اونجا بوده و بیوتن بیشتر از جمع مستندات یه تجربه زیسته اس...
    و ارمیای اون هرچقدر هم برای خود امیرخانی منفور ولی دنیای مشابهی توی ذهنش داره
    کسی که صدلعن و صد صلوات زیارت عاشورای روزانه اش ترک نمیشه ولی فریبندگی آرمیتا اونو تا رانندگی لیموزین یانکی ها میبره...

    پاسخ:
    ممنون من جان:)
    @آیه:)
    من تا الان تو کتاب هایی که خوندم زیاد دنبال این نبودم که نویسنده اش کیه . حتی توی آهنگ ها هم اصلا خواننده ی آهنگ واسم مهم نبوده فقط حسی که اون آهنگ بهم منتقل می‌کرده مهم بوده . اما باهات موافقم که طرز فکر افراد  تا حدودی در نوشته هاشون پیداست اما خب به برداشت های متفاوت ما هم بستگی داره . در مورد این نقد هایی هم که کردی برام جالب بود ولی واقعا حس میکنم هیچ چیزی برای گفتن ندارم چون حتی نمی‌دونستم این کتاب در نقد دوران سازندگی بوده و حتی نمی‌دونم دوران سازندگی کِی بوده، همین قدر تباه و دور از سیاست-_- مدت زیادی نیست که شروع به کتاب خوندن ومطالعه و سعی در شکستن حصار تک بعدی وجودم کردم  امیدوارم که کم کم بهبود پیدا کنم :) 
    ‎:D
    خانم دکتر مجلس روضه که نیست
    حرفی بزنید بحثی بکنید
    آقای پورمحمدی مناظره ها که نیستین‎:D
    پاسخ:
    خخخ ببین آدم رو وادار به چه کارای سختی می‌کنی D:
    D:
    ببینید اینکه گفتم این مسئله ی چندان مهمی هم نیس منظورم این بود که در حال حاضر مسائل خیلی خییلی مهم تری تو کشور و منطقه وجود داره که بخوایم رو اونا فکر و بحث کنیم! نه اینکه جهت فکری نویسنده یا هنرمند نباید واسمون مهم باشه!!
    + همونطور ک گفتم تا حدی با اون نظرتون موافقم اما بنظرم ناعادلانه ست که بخوایم انقدر کلی بگیم که این همون اسلام سکولاره! چطور ممکنه کسی ک چنین اعتقادی داره انقدر خوب بتونه مسئله امت اسلامی و وحدت مسلمین و تلاش های غرب برای برهم زدن اون رو تفسیر کنه؟؟ یا تو نشت نشاء که از ماجرای صفوان و شترانش استفاده میکنه برای توضیح درباره کسانیکه غیرمستقیم به نظام امریکا خدمت میکنن و...
    + درمورد توصیف جامعه امریکا تو بیوتن چطور؟؟ اینکه جمله ی "دیگر آسمان را نخواهی دید" رو تکرار میکنه؟ نظرتون چیه؟
    ( هرچند بخشی ک آقای گاورمنت حضور داره هم گرچه کوتاهه ولی دیالوگ ها جوریه که مفهوم رو کاملا میرسونه! )
    + در مورد تحصیل در اونجا حق با شماست من اطلاعاتم اشتباه بود, درکل شما کتاب های بیشتری ازشون خوندید, من بر اساس همون کتابها و مصاحبه هایی ک خونده بودم برداشتم رو گفتم.
    + رهش رو نخوندم.
    گفت و گوی خوبی بود :)
    پاسخ:
    ممنون آیه :) 
    آره واقعا گفت‌وگوی خیلی خوبی بود‌ از نقد ها و توضیحات هر دوتاتتون ممنونم ، نقد های هردوتاتون برام جالب بود و دیدگاهاتون قابل تأمل:) 
    @من جان:)
    با تشکرات فراوان و البته عرض شرمندگی از همدم جانم که باعث شدم این همه کامنت طوولانیی تایید کنی! و زیر پستت مناظره راه بیفته😂💕💕
    پاسخ:
    خواهش میکنم عزیزم شرمندگی چیه دیگه  اتفاقا خیلی خوب بود خوشمان آمد :))
    ⁦🤗💓

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">