افکار معلق

این پریشان سِیر را در بَزمِ وحدت بار دِه.....

افکار معلق

این پریشان سِیر را در بَزمِ وحدت بار دِه.....

افکار معلق

خدایا
من را ببخش که گاه
قداستم را
دخترانگی ام را
نجابتم را
فراموش می کنم
خدایا
کمکم کن آنی باشم که تو دوستش داری ...

یارب از عرفان مرا پیمانه‌ای سرشار ده
چشم بینا، جان آگاه و دل بیدار ده

«صائب تبریزی»

مرگ را بر خود گوارا کن در ایام حیات !

چهارشنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۷، ۰۲:۱۵ ب.ظ


یالوم در رمان درمان شوپنهاور تصور می کنند فیلسوف معاصری به نام فیلیپ که فردی منزوی و به نوعی رونوشت پنهاور است، به یکی از گروه های درمانی روان درمان گر مشهوری به نام جولیوس وارد می شود که خود به دلیل رویاروی ناگهانی با سرطان_مرگ خود_ به مرور دوباره زندگی و کارش نشسته است . فیلیپ آرزو دارد با به کار گیری اندیشه های شوپنهاور ، به یک مشاور فلسفی بدل شود و برای این کار نیازمند سرپرستی جولیوس است . ولی جولیوس می خواهد به کمک اعضای گروه به فیلیپ بقبولاند که این ارتباط انسانی‌ست که به زندگی معنی می بخشد. 

«از پشت کتاب» 

عمیقأ از تموم شدن ناراحتم . وقتی داشتم به اخر هاش نزدیک میشدم و از اینکه داره تموم میشه ناراحت بودم به این پاراگراف رسیدم که نویسنده گفته بود  پایان های مرئی و مشهود ما رو به توقف وا می دارند. مثل یه کتاب جذاب که وقتی به آخرش نزدیک میشیم از سرعت خوندنمون کم میکنیم تا هر بندش رو به آهستگی مزه مزه کنیم و عصاره ی هر کلمه و عبارت رو بمکیم. و این اتفاق توی همین کتاب برام افتاد .  یک کتاب فلسفی و روانشناسی بود و برای کسایی که به فلسفه و روانشناسی علاقه دارند کتاب خیلی خوبیه .اولین اثری که از یالوم خوندم دروغ گویی روی مبل بود . توی هر دو کتاب نویسنده به یک تکنیک تکان دهنده اشاره کرده بود . سنگ قبر که من توی پست دروغ گویی روی مبل توضیحش دادم .👈 لطفا کوتاهه(بخونیدش:-)

تصمیم دارم  اثرات دیگه ی یالوم یعنی مامان و معنی زنذگی، وقتی نیچه گریست و هنر درمان رو هم در آینده تهیه  کنم و بخونم . 

میتونم بگم همه ی حدس هایی که واسه پایان کتاب زده بودم اشتباه از آب در اومد و این منو خوشحال کرد:)) 

من داستان و فیلم های غیر قابل پیش بینی رو دوست دارم . 

اینام اظهارات من حین خوندن کتاب:))

یک

دو

سه

چهار

پنج

نویسنده تو یه قسمت از کتاب از شوپنهاور نقل می‌کنه که  میگه شادی نسبی از سه منبع سرچشمه می گیره ؛ آنچه هستیم ، آنچه داریم و آنچه در چشم مردم جلوه میکنیم . 

اون تاکیید داره که باید روی مورد اول یعنی اونچه هستیم تمرکز کنیم و روی اون سرمایه گذاری کنیم . چون آنچه داریم و آنچه در چشم مردم جلوه میکنیم فانی و غیر قابل کنترله. به نظر من وقتی روی آنچه که هستیم کار میکنیم میتونیم اون دوتا رو هم کنترل کنیم . 

قابل تأمله . 

این کتاب قسمت های قشنگ و قابل تامل زیاد داشت . واسه همین تصمیم دارم هر چند وقت یک بار در قالب یک پست بذارم و روش بحث کنیم  . اما علی الحساب اینا رو داشته باشین :)

1.نتیجه ی افتادن در روزمرگی ، از دست دادن رهایی و گرفتار شدن مثل یک گوسفنده .

2.اگر چشم اندازمان را درست انتخاب کنیم ، توجه‌مان را معطوف کنیم و دانش‌مان را وسعت ببخشیم ، هر روز را با شگفتی و حیرتی ابدی نسبت به روزمرگی هایش آغاز میکنیم . 

3.درست زندگی کن و به یاد داشته باش که نیکی از تو به دیگران جاری خواهد شد حتی اگر خود از آن نیکی آگاه نباشی . 

4.رنج های عظیم موجب می شوند رنج های کوچک تر دیگر احساس نشوند و بر عکس در نبود رنج های عظیم حتی کوچک ترین دردسر ها و مزاحمت ها مایه ی عذاب اند.

5.زیستن در نا امیدی به دلیل فانی بودن زندگی یا به این دلیل که زندگی هدف یا مقصود درونی والاتری ندارد، ناسپاسی نابخردانه ای است.

😉

  • ۹۷/۰۴/۱۳
  • همدم ماه

نظرات  (۱۲)

کامنت گذاشتن ایده جالبی! مورد 4 رو خیلی خوشم اومد.
پاسخ:
آره جدیدا موقع کتاب خوندن توی یک سالنامه قسمت های قابل تامل رو می‌نویسم و اگر نظری یا تحلیل یا برداشتی داشته باشم هم می‌نویسم:)
:-)
بنظرم قسمت اعظم شاده ما هم مربوط به انچه هستیم هست و انچه داریم ونمیشه مورد دوم رو کنار گذاشت
با مورد 5 بشدت موافقم
پاسخ:
آنچه داریم ها هم درونی محسوب میشن هم بیرونی . آنچه داریم های درونی میشن آنچه هستیم . دقیقا حق با توست تیکی نمیشه مورد دوم یعنی آنچه داریم های بیرونی رو نادیده گرفت و خود این عبارت هم یکی از دلایل شادی رو همین سرمایه های بیرونی می‌دونه ولی میگه زیاد بهشون وابسته نشیم چون سرمایه های بیرونی از بین میرن و باهاشون شادی هم از بین می‌ره و سرمایه های درونی آدمه که باقی میمونه . 
منم موافقم⁦✌️⁩ تو این کتاب میگه : من عاشق آدم  هایی هستم  که زندگی رو با آغوش باز می‌پذیرن و کسانی که ازش دوری می کنن حوصله ام رو سر می برن 
انقدر چشمام خسته اس که نتونستم پستت رو بخونم همدم :((
یادآوریم کن بعدا بخونم
پاسخ:
عزیزم... 
ان شالله که هر چه  زودتر همه این خستگی ها از تنت بیرون بیاد ان مع العسر یسرا⁦✌️⁩ :)
چشم🤗
مورد پنجم ! :) 
با این اوصاف کتاب خوبی بنظر میاد..
پاسخ:
حقیقت:)
میگه: باید زندگی را برگزید ، باید اون رو زندگی کرد به جای اونکه با زندگی فقط زنده بود :-)
وقتی نیچه گریست خیلی خوبه خیلی*__*
حتما بخونش ونظرت رو بگو.
پاسخ:
حتما میخونمش 😍
چشم ممنون نلی جانم🤗
رمانه!؟ 
پاسخ:
رمانی که محورش دیگاه های روانشناسی‌ه 😊;-)
  • ریحانهــ (:
  • چه قدر خوشم میاد یه تیکه از کتاب ها رو میزاری (:
    ۴ عین حقیقت هست
    پاسخ:
    چقدر خوشحالم که خوشت اومده ریحانـه جانم(:
    اوهوم👌
    چون یک کوه کتاب نخونده دارم هر پست جذابی رو وتو میکنم
    حسود هم خودمم:-)
    پاسخ:
    خخخخ:-))
    الان که وقت ازاد تره ،با برنامه ریزی میشه بخونیشون(-;
  • ریحانهــ (:
  • چه قدر پست جدیدت خوب بود تو لحظه زندگی کردن رو همه باید یاد بگیریم :(
    پاسخ:
    آره دقیقا :) 
    هر چند زندگی کردن در لحظه سخته اما باید تمرینش کنیم؛-)
    :**
    فکر کنم از اون کتاباس که باید بعد از خوندن هر قسمتش به فکر فرو رفت؟!  :)
    + حتما میگیرمش.
    پاسخ:
    اوهوم دقیقا حتما اگر وقت شد چند سال دیگه یه دور دیگه میخونم:-)
    اثر پروانه ای داره:) 
    +😉
    اثر پروانه ای؟! منظورت تحول و ایناس؟!
    پاسخ:
    در کل میخواستم بگم از اون کتاباست که طعم خوب خوندش مدت ها در ذهن میمونه:)) اثر پروانه ای استعاره از ماندگاری داشت مثلا :)) 
    آهااان. خیلی هم خوب😊😊
    پاسخ:
    البته اون تحول و اینا که اشاره کردی خودت صحیح تره 😊🤗

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">