افکار معلق

این پریشان سِیر را در بَزمِ وحدت بار دِه.....

افکار معلق

این پریشان سِیر را در بَزمِ وحدت بار دِه.....

افکار معلق

خدایا
من را ببخش که گاه
قداستم را
دخترانگی ام را
نجابتم را
فراموش می کنم
خدایا
کمکم کن آنی باشم که تو دوستش داری ...

یارب از عرفان مرا پیمانه‌ای سرشار ده
چشم بینا، جان آگاه و دل بیدار ده

«صائب تبریزی»

آهنگ دراز شب ز من پرس / کز ترس پاس نشدن دمی نخفتم😅

چهارشنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۴۰ ب.ظ

در اوج غم گند زدن تو اپیدمیولوژی بودم که یهو این پیام برام اومد . از خنده مردم اگه کارنامه ی این ترمم رو بهشون نشون بدن شبا با من بیدار میمونن درس میخونن:))

یادش بخیر یه زمانی بهمون وعده میدادن اگه معدلت بالای نوزده شه برات عروسک و بستنی و دوچرخه و اینا می‌خریم 

البته بگم اگر به شما وعده میدادند  ولی در نهایت برایتان چیزی نمیخریدند  و از بیست هایتان برای پز دادن در مهمانی ها و غیره  استفاده میکردند ناراحت نباشید

من از شما مظلوم ترم که به من حتی وعده اش را هم نمی‌دادند😑

هی چی بگم . نه دیگه نمی‌گم اپیدمیولوژی رم گند زدم 🤦  و فقط امیدم اول به «خدا وبعد به   اون تو رو خدا رحم کنید استاد » هست که ته برگه نوشتم -_-

واقعا من کی به این درجه از عرفان رسیدم 😖 هی هی زندگی 

حالا نمره که مهم نیست مهم نیته که من نیتم از درس خوندن خیره کلا:)) 

خب حالا اینا رو ولش کنید 

بعد از اینکه برگه ها رو دادن در حال صلوات فرستادن اشهد خوندن بودم که یهو دیدم از پشت سرم یه ندایی میاد و هی میگفت پیس پیس خانم  فلانی دستت رو اونور کن بذار ببینم دیگه اه-_- منم سریع هر دوتا دستم رو گذاشتم رو برگه ام 😎 تو دلم گفتم هااا بی تربیت از رو برگه من نگاه می‌کنی  😒 واقعنم که :/ 

ولی یه دقیقه بعد دستام رو برداشتم و برگه ام رو کج کردم گفتم عیب ندارد فوقش باهم میفتیم😅 دیگه باید  تو سختی ها و غم و شادی های هم شریک باشیم دانشجویان اعضای یکدیگرند که در پاس شدن  ز یک گوهرند میازار دانشجویی که شب بیدار است که آرزوی پاس شدن دارد و پاس شدن خوش است چو عضوی پاس نشود از کلاس دگر عضو ها را نباشد قرار  

#فکر کنم دیگه گندش رو با این پستای نمره ایم در آوردم :| من تو نوشته هام اغراق میکنم گاهی اوقات وگرنه به این شدت هم  که شما فکر میکنید چیز نیستم :/ دقیقا مثل همون دوستام که بعد امتحان میگن میفتیم ولی بالاترین نمره رو میشن. خلاصه گفتم که بگم من این همه آه و ناله رو طبق رسومات بعد از هر امتحان دانشگاه  میکنم -_-

# میرود که نقاشی بکشد و برایش مهم نیست که امتحان بعدی بیوشیمی با خروار خروار جزوه است . 

#میداند پست بعدی در مورد بیوشیمی زار میزند و التماس دعا می‌کند. 

#میان ترم بیوشیمی را کامل شده و دلش خوش است که با اطمینان خاطر میتواند در ده نمره ی دیگر گند بزند .

#منتظر جایزه ی معدل خوبش هم میماند . 

  • ۹۷/۰۳/۳۰
  • همدم ماه