افکار معلق

این پریشان سِیر را در بَزمِ وحدت بار دِه.....

افکار معلق

این پریشان سِیر را در بَزمِ وحدت بار دِه.....

افکار معلق

خدایا
من را ببخش که گاه
قداستم را
دخترانگی ام را
نجابتم را
فراموش می کنم
خدایا
کمکم کن آنی باشم که تو دوستش داری ...

یارب از عرفان مرا پیمانه‌ای سرشار ده
چشم بینا، جان آگاه و دل بیدار ده

«صائب تبریزی»

از دلخوشی ها !

جمعه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۰۸ ب.ظ
حرفای خواهر آخریم همیشه باعث میشه که از ته دل بخندم . 
مثل الان که بابام داشت می‌رفت مراسم خواستگاری پسر عموم و خواهر آخریه ی هفت ساله در حالی که از خوشحالی تو پوست خودش نمیگنجه و موهای لخت مشکیش ریخته تو چشماش و داره بالا و پایین میپره با شوق  میگه آخ جووون بابایی داره می‌ره مهدی رو شوهر بده:)) 
یا مثلاً نیم ساعت پیش  که دلش تخم مرغ آب پز کشیده بود داشت به مامانم میگفتم مامان من صبح« ناهار» نخوردم  تو رو خدا برام تخم مرغ بپز:)) 
  • ۹۷/۰۳/۲۵
  • همدم ماه