افکار معلق

این پریشان سِیر را در بَزمِ وحدت بار دِه.....

افکار معلق

این پریشان سِیر را در بَزمِ وحدت بار دِه.....

افکار معلق

خدایا
من را ببخش که گاه
قداستم را
دخترانگی ام را
نجابتم را
فراموش می کنم
خدایا
کمکم کن آنی باشم که تو دوستش داری ...

یارب از عرفان مرا پیمانه‌ای سرشار ده
چشم بینا، جان آگاه و دل بیدار ده

«صائب تبریزی»

دیروز سارا یه استوری در باب قابلیت های جدید اینستا( رای گیری به صورت استیکری و پس زمینه های جدید) گذاشته بود . رنگ پس زمینه رو صورتی گذاشته بود. یکی از پسرای کلاسمون رفته زیرش نوشته آخجوون من عاشق رنگ صورتی ام 😍حالا سارا اومده واسه من پیام میده و استیکر استفراغ می‌ذاره :| بهش میگم بابا مگه صورتی رنگ نیست ؟ مگه پسرا دل ندارن؟ چرا همچین میکنی بعدش وسط استیکر های استفراغی که سارا می‌فرسته دوباره جمله ی همکلاسی‌ رو میخونم و خندم میگیره .

راستش این همکلاسی مون ابرو های بهم پیوسته ی خیلی قشنگی داشت . من عاشق ابرو های بهم پیوسته ام . از خودم یه کوچولو بهم پیوسته است . ولی از این همکلاسی مون اینقدر بهم پیوسته و کشیده و قشنگ بود که اسمش رو گذاشتیم ابرو خفن . اما ترم دوم به ابروهاش دست زد و خرابشون کرد . یه سال هم جهشی خونده و کلا شاگرد اول کلاسمونه با معدل هیجده و نیم ! 

حالا اینا رو ولش کنید من اون روز که در مورد سارا و حضرت موسی و روانشناسی پست گذاشتم تا صبح خواب سارا و موسی و استاد روانمون رو می‌دیدم  صبح پا شدم پستم رو پیش نویس کردم . 

جدیدا به خاطر افشاگری های که اینجا در مورد درسم میکنم عذاب وجدان میگیرم مثلا من از هر ده تا پستی که میذارم تو نه تاش میگم که فلان امتحان رو گند زدم 🤦 خب بعد الان فکر میکنم تصور خواننده هام از من یک دختر تنبل غرغرویه-_- ولی خب همچنان میام میگم :)) حالا بذارید یکم از فشار روانی این امتحانا کم بشه بعد ازهنرهام هم رونمایی میکنم⁦✌️⁩  یعنی همه جای دانشگاه خوبه به جز امتحاناش ایش 

امروز امتحان زبان داشتیم . بعد از امتحان سارا این عکس رو با این دیالوگ کانال توییترمون نوشت:)) 

*اخه اینم شد زندگی؟اینم از گند امتحان زبان 😑


*وااااای خدایاشکرت،بالاخره یه امتحان رو بیست میگیریم(لبخند ژکوند میزند و برویش نمیاورد که امتحان از شصت نمره بوده🙂)

________

خخخخخ آره آقا امتحانمون از شصت نمره بود . دیشب داشتم فکر میکردم بالاخره بعد یه عمر میرم امتحان زبان میدم که از چهل نمره نیست :)) نگو از شصت نمره داده بود . خلاصه که اینم بالای شونزده بشم کلامو میندازم هوا .  والا نمره چیه اصلا :)) 

و امتحان بعد آناتومی جنین بافت -_- جنین و بافت کمه ولی اصلا نخوندم . عملی هاشونم تو یه روزه ولی خب من از پسش بر میام :)) 


  • ۹۷/۰۳/۲۴
  • همدم ماه

نظرات  (۱۲)

  • بهرنگ قدوسی
  • بالای ۱۶  زبان

    تو چه خرخونی هستی😁😁😁😁😉
    پاسخ:
    اگر خرخونی میکردم که وضعم بهتر از این بود:))
    خدایی اینارو میگین من سرم درد میگیره :|
    زبان و من کلا یه پارادوکسیم :|
    پاسخ:
    من و زبانم:/ 
    زبان خیلی مسأله ی مهمیه تو جهان امروز متاسفانه منم توش مشکل دارم 
    ((((: وایی
    ایشالله بقیشو خوب میدی (:
    پاسخ:
    ممنون عزیزم:):*
    متنت یه کم ابهام داره😅 دختره ابروهاش رو برداشته یا پسره ! 
    ناموسا همه جای دانشگاه خوبه به جز امتحانش؟ ! دست خوش😂😂
    من همه جزوه هامو نوشتم ،اما دارم جان به جان آفرین تسلیم میکنم از دلهره😑
    پاسخ:
    پسره برداشته-_- همین که به سارا گفته آخ جون صورتی 😅  خیلی هم خر خونه:|
    از اون لحاظ که در طول ترم درس زیاد نمیخونیم میگم😅😂
    آقا من نمی‌دونم چرا نسبت به استرس اینقدر خنثی شدم یعنی هیچیا -_-
  • آنیا بلایت
  • من که اینقدر آه و ناله‌ی کنکور رو کردم و هی نوشتم شونصد تا غلط توی زیست داشتم که میدونم تصور همه از من یه جلبک تک سلولیه که میخواد کنکور تجربی بده و گهگاهی هم میاد توی وبلاگش نق میزنه :))) 
    حالا خوبه تو کتاب و اینا میخونی و میای واسمون پست میذاری ازشون ^-^ 
    ولی جدیدا درمورد دانشگاه و چنگیز خیلی کمتر پست میذاریا =)))
    + من و دوستام  هم عادت اسم گذاشتن روی بقیه رو داریم :)) ببین ته دلمون چیزی نیست ها، ولی من حس میکنم اون دنیا باید در اعماق جهنم به خاطرش بسوزیم :دی خصوصن من که همیشه اسمها رو پیشنهاد میدم =))))))) 
    پاسخ:
    خخخخ عزیزم :)) دو هفته دیگه کنکور می دی راحت میشی :)
    چنگیز اصلا اینقدر این ترم کمیاب بود که نمیشد سوژه ساخت ازش و هم اینکه ترم کوتاه بود و از این صوبتا :))
    +آخ آخ آخ دقیقا :)) 
  • آنیا بلایت
  • +خواب موسی =))))) آخه حضرت موسی توی خوابت چیکار میکرد؟=)))
    ++ کپشن دومی عکسه عالی بود =)))
    ایشالا از این امتحان هم جان سالم به در ببرید :))
    پاسخ:
    :))))در واقع تصویرش نبود فقط صداش بود نمی‌دونم ولی به طرز عجیبی در مورد اینکه در موردش حرف زدم عذاب وجدان گرفته بودم . بعد هی تو خواب در مورد روانشناسی میگفتم الان همه فکر میکنن من چقدر تنبلم-_- 
    +  :))
    ممنون عزیزم ان شاءلله:)
    من که اصلا فکر نمیکنم همدم جان تنبل و غرغروئه همدم جان ماهه:** ان شا الله عالی بدی امتحاناتت رو:)))
    پاسخ:
    ممنون رومی جانم ماهی از خودته عزیزم لطف داری:)
    ان شاءلله به شرط تلاشنی و صلاحنی:))
    باباا بیستم خوبه :))
    بیست هم نوه عموى خواهرزاده ى شصت دیگه .خیلیم عالى
    ایشالا از پس امتحاناى آینده ات بر میاى
    پاسخ:
    ⁦✌️⁩😅😅 دقیقا:)) 
    ممنون عزیزم:)
    :)))
    پاسخ:
    یعنی دارید تایید میکنید تنبل و غرغروام؟:))
    همیشه از زبان متنفر بودم :|
    عیدت مبارک رفیق :)
    پاسخ:
    آی گفتی من همیشه از زبان میترسیدم:(( 
    ممنون عزیزم عید تو هم مبارک :*
    جنین بافت کمه

    جیغ جیغ کنان وبت را ترک گفتیم:|||
    پاسخ:
    آخه ما ترم بعد هم داریم جنین و بافت فکر کنم تا آخر علوم پایه داشته باشیم چون هر دفعه یه قسمتی ازش رو درس میدن:))
    ماکل جنین عمومی رو ترم یک دادیم
    80%بافتم باهاش امت دادین😑
    واسه همین ذهنم نسبت بهشون منفیه😒
    پاسخ:
    جنین ما ترم قبل نصفش رو خوندیم که میشد بخش عمومیش بخش اختصاصیش پخش شده . بافت هم تقریبا نصفش رو خوندیم حالا بقیه اش رو پخش کردن ولی آناتومی ترم قبلمون خیلی کم بود این ترم زیاد تر بود  :))
    اشکال ندارد من در هر صورت چه کم چه زیاد ذهنم نسبت بهشون منفیه همین قدر  تباه😑🤦😂

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">