افکار معلق

این پریشان سِیر را در بَزمِ وحدت بار دِه.....

افکار معلق

این پریشان سِیر را در بَزمِ وحدت بار دِه.....

افکار معلق

خدایا
من را ببخش که گاه
قداستم را
دخترانگی ام را
نجابتم را
فراموش می کنم
خدایا
کمکم کن آنی باشم که تو دوستش داری ...

یارب از عرفان مرا پیمانه‌ای سرشار ده
چشم بینا، جان آگاه و دل بیدار ده

«صائب تبریزی»

خرم آن روز کزین شهر روم :دی

شنبه, ۱ مهر ۱۳۹۶، ۰۶:۴۷ ب.ظ

1- خب دیگه با مساله دانشگاه و شهر کنارم اومدم و فردا قراره بریم ثبت نام

همه نصیحتم میکنن و میگن خوبه کنار خانوادتی غریبی بده و این حرفا ولی بی دل گمان مبر که نصحیت کند قبول من گوش استماع ندارم لمن تقول

اما دیگه مطمین شدم یه حکمتی تو اینکه اینجا قبول شدم و به خانوادم نزدیک هستم هست باید ایمانم رو قوی تر کنم :)

اینقد با دوستام نشستیم از شهرمون بد گفتیم آخرشم خدا منو همینجا انداخت که رستگار شوم :دی

شما نمیدونید من کجا زندگی میکنم وگرنه الان نمیگفتید چقد این دختر چقدر لوس و بچه ننه هست و هی همینو میگه   :|

2- این چند روزی که گذشت من به کار مبارک بچه داری مشغول بودم

دختر کوچولوی دختر عموم رو براش نگه میداشتم و الان یه پا پرستار بچه تشریف دارم

انواع و اقسام شعر های کودکانه لالایی ها آروغ گرفتن ها و ناز و نوازش و کودکانه حرف زدن با کودکان رو یاد گرفتم و از خشن بودن در اومدم :دی

البته روان شدن نهرهایی از استفراغ های بچه  و گلاب به رویتان ها هم به سر و کول اینجانب در این پرونده ثبت شده :))

3-امروز اول مهر بود . خواهر کوچولوم تا صبح نخوابید و من یاد روزهایی افتادم که از شوق اول مهر شبا خوابم نمیبرد و روزی ده بار کیف و کفشم رو میپوشیدم و کیفور میشدم .

اولین اول مهری که رفتم مدرسه اینقد گریه کردم که مامانم مجبور شد تا پایان مدرسه تو مدرسه و حتی تو کلاس درس باهام بمونه

و امسال اولین اول مهری بود که بدون هیچ شوق و اشتیاقی گذروندم و حتی واسه فردا هم شوق ندارم :|

4- امسال میتونم خیلی راحت عزاداری کنم و شب ها در مجالس عزاداری شرکت کنم خدایا شکر.  از خدا میخوام کمکمون کنه تا یک عزادار واقعی باشیم و ظاهرمون با باطنمون یکی باشه  . این ایام رو بهتون تسلیت میگم دعا برای ما هم بکنید .

  • ۹۶/۰۷/۰۱
  • همدم ماه