افکار معلق

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی / آخر ای ماه تو همدردِ منِ مسکینی

افکار معلق

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی / آخر ای ماه تو همدردِ منِ مسکینی

افکار معلق

خدایا
من را ببخش که گاه
قداستم را
دخترانگی ام را
نجابتم را
فراموش میکنم
خدایا
کمکم کن
آنی باشم
که تو دوستش داری ...
🌿🌸🌿
یارب از عرفان مرا پیمانه‌ای سرشار ده
چشم بینا، جان آگاه و دل بیدار ده

«صائب تبریزی»

سرگرمِ سرابی دور

پنجشنبه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ۰۶:۵۳ ب.ظ

نمی دانم چه حکمتی است که با کلی شوق زیست و شیمی و ریاضی را بر می دارم تا بخوانم اما همین که یک صفحه نخوانده چشمم میخورد به کلاف نارنجی رنگِ میم و قلابی که دارد لبخند میزندو بافته ای که نمیدانم چیست و هی میخواهم ببافمش یا چشمم میخورد به جعبه ی مکعبیه باریک و کوچکی که گوشه ی اتاق دارد شارژ می شود یا هی خاطرات ده هزار سال پیش شروع میکنند در ذهنم رژه رفتن و قشون کشی . یک ساعت میگذرد بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم مکانم را تغییر میدهم و از اتاق میزنم بیرون که لا اقل سه چهار صفحه هم که شده محض رضای دلم زیست بخوانم کتاب را که باز میکنم خمیازه پشت خمیازه !

  • ۹۴/۰۳/۲۸
  • همدم ماه

نظرات  (۱۸)

اوووووووووووللللللللل
پاسخ:
:-*
توام که مثه من عاشخه بافتنی ای:))))
البته تازه کشفیدم که این عخشمه هاا:)))
ایشالله اولین کارمو میزارم عخسشو :))
پاسخ:
اره نقاشیو بافتنی و اینا رو خیلی دوست دارم :)))
تابستون و بافتنی :)
  • ✖پرنٌس‍‍ِــ‍‍pгคภςєςــسٌ .✖
  • میگما یکاری کن...
    اصلا درس و بیخیال...
    کتابت برندار اصلا..
    خخخخ
    پاسخ:
    :)))))
    هیچ کس تنها نیست!
    مخصوصا تو!
    پاسخ:
    :))
  • ✗✗panteaaa ✗✗
  • درس خواندن اصولا کاره سخدی اسد :)
    پاسخ:
    مخصوصا وقتی که هنوز عرق امتحانای خرداد خشک نشده ولی مجبوری درس بخونی 
  • ♛ ♛ آرین ♛ ♛
  • طبیعیه (:
    پاسخ:
    مخصوصا تو این گرما :|
  • اقای روانی
  • دیدی پشه ها هم جذاب میشن واسه ادم ...موقع درس خوندن یه راهش اینه که تفکراتت رو بنویسی ...
    پاسخ:
    1. به نکته ی بسیار بسیار ظریفی اشاره کردید 
    2. بازم به نکته ی ظریفی اشاره نمودید :)

    گربه واکسن زده. غذای مخصوص میخوره. جای مخصوص داره. ازااتاقش نمیتونه بره بیرون مگر بعضی وقتا برای حال و هوا عوض کردن (البته اتاقش بزرگه ) قرص میخورهه و ... کلا بیشتر از خودش خرجِ گربههه کرده
    فوق العاده تمیزه.
    یه چیز میگم بینِ خودمون بمونه :دی
    خاکی که توش کثیف کاری هاشو میکنه کیلویی 80 هزار تومنه :))
    پاسخ:
    اگه گربه رو هزار بارم بشورن و بسابنش  و واکسونو اینا بزننا بازم حاضر نیستم بهش دست بزنم :| مخصوصا این که تو رخته خوابم بیاد . 
    بچه که بودم با خواهرم یه بچه گربه گرفته بودیم با برف و ریکا به جونش افتادیم اینقد شستیمش که نگو 
    بعدش از مادر بزرگوارمون یه کتک مفصل خوردیم گربه هم شوت شد بیرون :|
    من حرفی ندارم.
    پاسخ:
    ناراحت نشیا 
    من دارم سلایق خودمو میگم . علایق و سلیقه های تو ام قابل احترامه :)
    داری جلو روی خودم به حیوون مورد علاقم صفت "بی چشم و رویی " میدی؟ :/
    عَی زَم! واسه من واکسن و امپول و این حرفا نزده وگرنه بدون هیچ درنگی شب باهاش میخوابیدم!! تازه الانم که نزده حاضرم باهاش بخوابم ولی خانواده کلمو میکنن..
    پاسخ:
    اوه اوه :|
    اینجاست که من دیگه حرفی ندارم 
    میدونم. شوخی کردم :) ولی دیگه بهشون اون صفتو نسبت نده تو رو خدا!! وگرنه اره هر کی یه علاقه ای داره دمثلا الان تو از چه حیوونی خوشت میاد؟؟
    من میتونم به جرئت بگم همشون عشقِ منن ~__~
    پاسخ:
    باشه :) جوجه  و لاکپشت و حلزون :)

    اگه جلو روم بودی بخاطر جمله ی اول یه مشت مهمونت میکردم :)) #شوخی :)
    جوجه خیلی سرو صدا میکنه ولی دوست داشتنیه. راستی دلیلِ اینکه نمیتونی حس منو نسبت به گربه ها درک کنی اینه که باهاشون زندکی نکردی :)

    پاسخ:
    اره یکی از دلایلش همینه 
    ولی منم قبلنا که کوچیک بودم رابطه ی زیاد بدی با گربه ها نداشتم حتی به اون گربه تو خونه مادربزرگمم همش غذا میدادیم با دخترا همسایمونم کلی بچه گربه پیدا کرده بودیم وخلاصه دورانی بود گربه بازی 
    یکی از دلایلش  اینه که گربه دشمنه جوجس:)
    هر وقت یه گربه جوجه هامو میخورد کلی نفرینش میکردم :)))
    ممنون. همچنین. :)
    پاسخ:
    مرسی:)
    یه بار دو تا جوجه خریدم. یهو به خودم اومدم دیدم گربه هر دو رو خورده. البته خودم مراقبشون نبودم و تقصیر خودم یود که بردمشون جلو چشمِ گربه وگرنه اون بدبخت فقط غریزه شه. دو روز باهاشون قهر بودم ولی باز دوباره آشتی :)
    دلم واسش تنگ شد :( اما پسرش پیشم هست :))) کپی همن.
    پاسخ:
    آخی ^_^
    خیلی بده اون صحنه :(((
    پاسخ:
    خیلی دلم واسش سوخت 
    شب خوش ;-)
    پاسخ:
    هم چنین;) فعلا
  • سُر. واو. شین
  • آدم درس میخونه واسه همین دیگه. که توجهش به محیط اطراف بیشتر بشه و خاطرات فراموش شده از خاک خورده ترین قفسه های مغزش با کیفیت اولترا اچ دی جلوی چشماش رژه برن :))

    دبیرستانین شما؟ زیست و شیمی و اینا.
    پاسخ:
    :))
    اره دبیرستانیم
    عجیب حس درس نیست
    هیچ وقت....
    پاسخ:
    عجیـب

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">